درباره ما | اطلاع رسانی دفاع مقدس | سخنرانی | صوت | گالری فکه | فیلم | مصاحبه | تحلیل نبرد | ارتباط با ما
    صفحه نخست / جنگ نرم ، عملیات روانی

اطلاعات و عمليات رواني-4

مباني نظري پيوند اطلاعات و عمليات رواني


براي فهم بهتر نقش اطلاعات و كنش تبليغات القاي دكترين خاص، مي‌توان از مفاهيم روان‌شناختي احساس و ادراك استفاده كرد، بر اين اساس، جهاني كه ما از طريق حواسمان مي‌شناسيم، با جهاني كه گونه‌هاي ديگر موجودات به وسيله حواسشان مي‌شناسند يكسان نيست. هر يك از اندام‌هاي حسي،‌ توانايي دريافت دامنه خاصي از محرك‌ها را دارد كه به بقاي ما مربوط مي‌شود و نسبت به محرك‌هاي خارج از اين دامنه حساس نيست. جانداران گوناگون به دامنه‌هاي مختلفي از محرك‌ها حساسند؛ زيرا، هر يك براي بقا، نيازهاي خاص خود را دارند. از سوي ديگر، بايد ميان آنچه حواس ما را تحريك مي‌كند، با آنچه از آن تحريك‌ها، ادراك مي‌كنيم، تمايز قائل شد. به عبارتي بهتر، ادراك، مرحله بعد از احساس است كه طي آن تلفيق و تفسير معنادار احساس‌ها صورت مي‌گيرد. از نظر زيست‌شناختي، فرآيندهاي حسي برخواسته از اندام‌هاي حسي و گذرگاه‌هاي عصبي منشعب از اين اندام‌ها هستند و با مراحل اوليه كسب اطلاعات درباره محرك‌ها سر و كار دارند. فرآيندهاي ادراكي به سطوح بالاتر قشر مخ مربوط مي‌شوند و تا جايي كه مي‌دانيم سر و كارشان بيشتر با تحليل معني و درك مفهوم محرك‌ها و پيام‌هاست . به همين قياس، مي‌توان اطلاعات و اخبار را به منزله درون‌داد‌هاي حسي جامعه بشري تلقي كرد كه مطابق با ويژگي‌ها و توانايي‌هاي حسي انسان و نظام ارتباطات، از طريق بزرگراه‌هاي اطلاعاتي به عنوان گيرنده‌هاي حسي، محرك‌هاي حسي و اطلاعات لازم را دريافت مي‌كند. اما اين اطلاعات لزوماً اطلاعاتي ضروري و حياتي براي بشر قلمداد نمي‌شود و اطلاع از آنها نمي‌تواند به نفع بشر باشد، بلكه در دنياي معاصر، همان طور كه نظام حسي انسان به دامنه خاصي از توانايي حواس براي دريافت محرك‌ها و پيام‌هاي حسي محدود است، گيرنده‌هاي جامعه بشري نيز، به امنه خاصي از اطلاعات محدود و تنها قادر به دريافت اطلاعات و پيام‌هايي است كه طبق مقررات و ضوابط صاحبان بزرگراه‌هاي اطلاعاتي اجازه ورود و امكان نقل و انتقال آن فراهم مي‌شود؛ بنابراين، از آنجايي كه طبق اين مقررات و ضوابط، اطلاعات نامطلوب، از طرف صاحبان بزرگراه‌هاي اطلاعاتي اجازه ورود نمي‌يابند يا در صورت ورود، با شيوه‌ها و امكانات مختلف به سرعت كنترل و حذف مي‌شوند، در نظام ارتباطات معاصر، گيرنده‌هاي بزرگراه‌هاي اطلاعاتي براي ارضاي نيازهاي اطلاعاتي خود صرفاً به دريافت اطلاعات مطلوب از ديدگاه صاحبان بزرگراه‌هاي اطلاعاتي محدود هستند يا به عبارتي بهتر، آستانه تحريك حواس آنها محدود به دامنه خاصي از اطلاعات است و امكان دسترسي به اطلاعات و حقايق ديگر جهان از آنها سلب مي‌شود. در مقابل اين ديدگاه، احتمالاً موضوع آزادي انتخاب مخاطب در دريافت اطلاعات با مداخله در انتخاب نوع رسانه مورد اعتماد خود يا صرف‌نظر از رسانه‌ها و دنياي ارتباطات مطرح مي‌شود، اما در پاسخ به اين نظريه مي‌توان گفت كه در دنياي معاصر، رسانه‌هاي آزاد و مستقل از بزرگراه‌هاي اطلاعاتي مطابق با ويژگي‌هاي نظام ارتباطات يا اصلاً وجود ندارد يا در صورت ظهور، دوام چنداني نخواهد داشت و با مقابله صاحبان اين بزرگراه‌ها، به سرعت محدود يا مجبور به همراهي با نظام ارتباطات حاكم مي‌شوند. از سوي ديگر، مطابق با ترفندهاي رايج در تبليغات و عمليات رواني، بسياري از رسانه‌هاي به ظاهر مستقل و آزاد در پرتو تاكتيك‌هاي عمليات رواني با ماهيتي خاكستري يا سياه ظهور مي‌كنند و مخاطبان براي رسيدگي به ميزان اعتبار و قابليت اعتماد اين رسانه‌ها از ملاك‌هاي اطمينان‌بخش محروم هستند.

بر اساس مباني نظري موجود، نياز به اطلاعات و تحريك حسي براي انسان و به طبع آن، جامعه بشري اهميتي حياتي دارد؛ زيرا، طبق بررسي‌هاي به عمل آمده محروميت حسي و عدم دريافت محرك‌هاي محيطي مي‌تواند اثر زيان‌باري بر سلامتي انسان داشته باشد. مطابق نظريه‌هاي مطرح در زمينه تبليغات و شكل‌گيري نگرش‌ها مثل نظريه هماهنگي و ناهماهنگي شناختي، انسان در شرايط خلاء اطلاعاتي و عدم ارضاي نيازهاي اطلاعاتي، دچار نوعي تنش‌ آزار دهنده مي‌شود؛ از اين رو، براي رفع اين تنش و ايجاد تعادل رواني و آرامش، در جست‌وجوي اطلاعات برمي‌آيد و در اين تلاش براي دستيابي به آرامش و تعادل، حتي حاضر است به اطلاعات محدود و مخدوش بسنده كند و در صورت فقدان اطلاعات شفاف و كافي، كمترين و ناقص‌ترين اطلاعات را مبناي نتيجه‌گيري‌ها و پاسخ‌گويي به نيازهاي اطلاعاتي خود قرار دهد. افزون بر اين، در حمايت نظري از عطش طبيعي و اجتناب‌ناپذير انسان و جامعه بشري و اطلاعات، مي‌توان به موضوع ابهام و به طبع آن انتشار شايعه اشاره كرد. مطابق مباني نظري موجود، گفته مي‌شود ميزان شيوع شايعه در هر جامعه‌اي تابعي از ميزان انتظار براي دريافت اطلاعات و ابهام موجود در مخاطبان است؛ از اين رو، افراد در جست‌و‌جوي اطلاعات و تحت تأثير خلاء اطلاعاتي به هر پيام و پاسخ خود فاقد مدرك كافي براي ارزيابي و اعتبارسنجي بسنده مي‌كنند. بديهي است كه در چنين شرايطي براي دسترسي مطمئن به اطلاعات معتبر و مفيد امكان انتخاب از مخاطب سلب مي‌شود؛ به همين سبب، در نظام ارتباطات دنياي معاصر، مخاطب از حداقل آزادي براي انتخاب رسانه و منبع اطلاعاتي خود برخوردار است.

بر اساس مباحث نظري مطرح تا اينجا، مي‌توان تنها بخشي از دلايل نظري پيوند اطلاعات با عمليات رواني را به ويژه در تطبيق نظام اطلاعات جهاني با نظام حسي انسان در دريافت اطلاعات و پيام‌هاي محيطي، تبيين كرد، اما مداخله نظام سلطه در جريان توليد و انتقال اطلاعات از طريق عمليات رواني به دستكاري و دخالت در توليد و انتقال اطلاعات محدود نمي‌شود، بلكه بخش حساس‌تر و اساسي‌تر عمليات رواني متوجه نحوه ادراك اطلاعات است.

همان طور كه در تبيين فرآيندهاي ادراكي انساني اشاره شده، نظام پيچيده شناختي انسان در پي دريافت دروندادهاي حسي (پيام‌ها و اطلاعات) بلافاصله فعال مي‌شود و تحت تأثير كنش حافظه و مكانيسم‌هاي ادراكي ديگر به تعبير و تفسير اطلاعات مي‌پردازد و براي درك نقش عمليات رواني در نحوه ادراك پديده‌هاي جهان و اطلاعات ورودي، بايد ديدگاه شناختي را نيز بر مطالب قبلي افزود. نحوه ادراك دروندادهاي اطلاعاتي از قوانين متفاوتي پيروي مي‌كند و به شدت تحت تأثير فاكتورهاي مرتبط با حافظه، مدل پردازش اطلاعات و حتي تحريف‌هاي شناختي قرار دارد؛ بر اين اساس، نه تنها مي‌توان تفاوت‌هاي موجود در ادراك افراد مختلف را از پديده واحد (مثل خرطوم فيل در داستان مولانا) تبيين كرد، بلكه مي‌توان تغيير و تحول در واكنش فردي خاص را نسبت به محركي خاص در شرايط متفاوت زماني و مكاني، بهتر درك كرد.

از آنجا كه به دليل پيچيدگي نظام شناختي انسان‌ها در پردازش اطلاعات و ادراك پيام‌ها و اطلاعات،‌ دستكاري نظام شناختي انسان در درك اطلاعات با دشواري‌ها و محدوديت‌هاي بيشتري روبه‌روست، كارشناسان عمليات رواني ترجيه مي‌دهند در گام نخست با كنترل شديد اطلاعات، بيشترين تأثير را بر مخاطب بگذارند، اما در گام‌هاي بعدي تلاش‌هاي بسياري صورت مي‌گيرد تا از طريق اقدامات پيچيده تبليغاتي و با به كارگيري تاكتيك‌ها و تكنيك‌هاي متنوع عمليات رواني بر نظام شناختي و نوع درك مخاطب از اطلاعات، به ويژه آن دسته از اطلاعاتي كه خواسته يا ناخواسته به طور مستقيم از واقعيت‌هاي جهان به مخاطب منتقل شده است، تأثير بگذارند و وي را در شرايطي قرار دهند كه اين اطلاعات را آن گونه كه آنها مي‌خواهند، تفسير و ادراك كند.

ادامه مطلب

 نسخه قابل چاپ    ارسال این صفحه به دوستان
تاریخ و زمان انتشار: دو شنبه 30 اردیبهشت 1392
تهیه و تنظیم: عبدالله خدمتگزار
منبع : رضا شریفی
ارسال نظر:
 
عنوان  
رایانامه  
متن نظر  
کد امنیتی = ۱۲ + ۳